تبليغاتX
^ Ma LuVe B ^
دست نوشته های یک پسر غم دیده . چیزای جالبی میتونی ببینی اینجا !
سلام این هم ادامه ی داستان کامران و هومن . امیدوارم  خوشتون بیاد ..

برای خوندن داستان به ادامه ی مطلب بروید ..


ادامه مطلب



لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 9:49 توسط ..:: KhaShiB ::..

سلام . خوبید ؟ تو این پست تصمیم گرفتم واستون داستانی قشنگ  بزارم که نویسندش یک عاشق هست . دیگه چیزی نمی گم خودتون بخونین ..

KamRan HoOman Story

NeViSanDeGan: SoheiLa & MahSa

WeB SiTe NeViSanDeGan: KamRan HoOman

برای خوندن داستان به ادامه ی مطلب بروید ..


ادامه مطلب



لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 21:42 توسط ..:: KhaShiB ::..

بعضی وقتا فکر میکنم زندگی میکنم برات بعضی وقتا فکر میکنم چیزی نیست بخونم برات
بگو چرا چرا تا بدنم تو لجنم بگو چرا بدم بگو چرا اونا منو زمین زدن

چون تو کوچه ی بی کسیم پرنده پر نمیزنه تو غربت تلخ صدام کسی به در نمیزنه
هر کسی که منو دیده میگه که دیوونه شدم برای فراموش کردنت اثیر میخونه شدم
تا دلمو غم میگیره گریه میاد روی چشام نمیشه که چیزی بگم لرزه میفته به صدام
دیگه چشام نمی خوان که به هیشکی اعتنا کنن دیگه لبام نمیخوان که هرکسی رو صدا کنن
دوست دارم تنها باشم و یه گوشه تنها بشینم به خودم زل بزنم و گذشته هام ببینم
اون سال های حروم شده چیزی نیست که گریم بندازه شیطان وجودمو گرفت دستمو بگیر دباره
رقص من و تو هست مثل رقص برگ های زرد دلم تنگه برای دعوای شب توی هوای سرد

یادگاری گذاشتی تو برای من حرفای بد شبای من برای من می سازن شعرای منو
چشمای تو آرامشو به من میده چشمای تو به من میگه تو دوستم نداری دیگه
چشمای تو چه معصومن تو چشمات میدیدم غمو مست و خراب تو شدم وقتی چشمای تو دیدن
منو کاش که فرصت داشتم تا که روی لبت لب بزارم آره فکر میکنم هنوز عاشقونه دوستت دارم
دوستت دارم هنوز برای تو من می میرم قلب من تاپ تاپ می زنه وقتی دست تو رو من می گیرم
منو ببخش ببخش اگه دوست بدی بودم کاش من اون چیزی که تو ازش حرف میزدی بودم
سفر بکن اینو به تو گفته بودم ولی نمیدونم من چرا که تو هنوز تو قلب منی
چطور دلت میاد محرمه شبات بمیره و میدونم ما که بریم شباتو ماتم می گیره و
ورق سیاه میونه برگ های زردو منم می رم از پیشه تو با یه دنیا پر دردو میگم
رقص من و تو هست مثل رقص برگ های زرد دلم تنگه برای دعوای شب توی هوای سرد
یادگاری گذاشتی تو برای من حرفای بد شبای من برای من می سازن شعرای منو
دیگه هیچ حسی ندارم تا بازم شعر بنویسم تا بخونم برای تو با چشمای سرد و خیسم
دیگه هیچ حسی ندارم که بگم برات می میرم که بگم تا دنیا دنیاست دستای تو رو میگیرم
دیگه هیچ حسی ندارم که لا لایی باز بخونم دیگه حتی نمیتونم تو رو از خودم بدونم
دیگه هیچ حسی ندارم که خیره به تو بمونم دیگه حتی نمیتونم هم صدا با تو بخونم
دردی که توی دلمه دیگه مداوا نمیشه دلی که از غصه گرفت با خنده هات وا نمیشه
هرچی باید می گفتم و گفتم ترانه بی ترانه شکوه واژه هام مرد با کمترین بهانه
 
 



لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 17:10 توسط ..:: KhaShiB ::..

نام حقیقی او Darren O'Shaughnessy است. با این که او ایرلندی است اما در دوم ژوئیه ۱۹۷۲ در بیمارستانی در لندن بدنیا آمد و مدرسه را در ۳ سالگی آغاز کرد ، او بسیار وحشی (ببخشید ولی خودش این را گفته!) بود به همین دلیل هیچ مهد کودکی او را قبول نمی‌کرد! در ۶ سالگی با خانواده اش به ایرلند مهاجرت کردند. او پس از گذراندن دوره کالج ، دو سال در یک شبکه تلویزیونی به کار پرداخت و پس از آن برای همیشه فقط نوشت. ظهور دارن شان با کتاب Ayuamarca آغاز شد که در سال ۱۹۹۹ به فروش رفت. او در ژانویه ۲۰۰۰ کتابی برای کودکان با نام (سیرک عجایب)Cirque Du Freak نوشت. او این کتاب را بیشتر برای سرگرمی نوشت و با دو کتاب دیگر که برای بزرگ سالان نوشته شده بود ، روانه بازار کرد اما این کتاب بسیار مورد توجه قرار گرفت خصوصا ، وقتی که کمپانی وارنر بروز پیشنهاد ساخت این کتاب را داد. او که پیش بینی این فروش را نمی‌کرد نویسندگی را ادامه داد ولی برای کودکان ! در طول ۵ سال او ۱۱ کتاب دیگر این مجموعه را نوشت. این کتاب‌ها در ۲۸ کشور(که البته صد در صد کشورهایی هم کپی‌هایی از آن‌ها را استفاده می‌کنند!) و در ۲۰ زبان ترجمه شد و حدود ۸٫۹ میلیون فروش رفت. وارنر بروز هیچ وقت فیلم هیچ کدام از کتاب‌ها را نساخت و اجازهٔ ساخت فیلم دوباره به دارن شان بازگشت ! در سال ۲۰۰۵ دارن شان اجازه ساخت فیلم‌ها را به کمپانی Universal Studios فروخت. فیلم نامهٔ ۳ کتاب اول توسط (Brian Helgeland برنده اسکار) در حال نوشتن است تا توسط کارگردان فیلم X-MAN به روی پرده برود . دارن شان علاقه شدیدی به کتاب‌های کمیک ، فوتبال ، شنا ، موزیک پاپ و راک و پیاده روی دارد. مسافرت به نقاط مختلف جهان و دیدن خواب‌هایی که راه‌های جدیدی برای خشکاندن خوانندگان در پیش روی دارن قرار می‌دهد هم از علاقه‌های اوست

خوب اینم دانلود چند فصل از کتاب رستاخبز شیطان از دارن شان

دانلود فصل اول

دانلود فصل دوم

دانلود فصل سوم

دانلود فصل چهارم

دانلود فصل پنجم

دانلود فصل ششم

دانلود فصل هفتم

دانلود فصل هشتم

دانلود فصل نهم

دانلود فصل دهم

دانلود فصل یازدهم

برای دانلود فصل دوازدهم پنج شنبه ساعت یازده به بعد مراجعه کنید




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 3:6 توسط ..:: KhaShiB ::..

تا حالا شده به یه فرشته ی نجات بر بخوری ؟ تا حالا شده به کسی برسی که انگار سال ها به دنبالش بودی تا در کنارش به آرامش برسی ؟

آرامشی وصف ناپذیر . آرامشی که از نبودنش بترسی اون موقعس که آنچنان دلتنگش می شوی که عین دیوونه ها از یه لحظه نبودنش می ترسی.اون موقع که دلت می خواد ثانیه به ثانیه ی زندگیت رو در کنارش باشی .اون موقع که لحظه به لحظه در نبودنش دلت براش تنگ می شه. اون موقع که فکر می کنی چرا نمی شه آدمارو گذاشت تو چمدون تا بتونه هر جا میره اونم ببره .

اون موقع که پای تلفن دلت می خواد به صداش گوش بدی حتی اگه حرفی برای گفتن نداشته باشی گوشی رو نگه می داری که به صدای نفس کشیدنش گوش بدی و از صدای دم و بازدمش آرامش بگیری. اون موقع که اسم دیوونه رو روت می ذارن و با نگاه های مملو از تمسخر نگات می کنن و سعی می کنن خوردت کنن .اون موقع که وقتی تو تنهایی بهش فکر می کنی آنچنان تپش قلبی می گیری که احساس می کنی الانه که قلبت بیفته جلوی پات .

SeDaye GhaShngeT !




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 18:0 توسط ..:: KhaShiB ::..

_____kOoOsHoO____________kOoOsHoOl
______kOoOsHoOlOookO_______kOoOsHoOlOookOoO
____kOoOsHoOlOookOoOsHo___kOoOsHoOlOookOoOsHo
___kOoOsHoOlOookOoOsHoOlOookOoOsHoO_______kOoO
__kOoOsHoOlOookOoOsHoOlOookOoOsHoO_________kOoO
_kOoOsHoOlOookOoOsHoOlOookOoOsHoOlOoo_______kOoO
_kOoOsHoOlOookOoOsHoOlOookOoOsHoOlOookOoO______k
kOoOsHoOlOookOoOsHoOlOookOoOsHoOlOookOoOsHoO__kOo
kOoOsHoOlOookOoOsHoOlOookOoOsHoOlOookOoOsHoOlOo_k
kOoOsHoOlOookOoOsHoOlOookOoOsHoOlOookOoOsHoOlOook
kOoOsHoOlOookOoOsHoOlOookOoOsHoOlOookOoOsHoOlOook
_kOoOsHoOlOookOoOsHoOlOookOoOsHoOlOookOoOsHoOlOo
__kOoOsHoOlOookOoOsHoOlOookOoOsHoOlOookOoOsHoOl
____kOoOsHoOlOookOoOsHoOlOookOoOsHoOlOookOoOsH
______kOoOsHoOlOookOoOsHoOlOookOoOsHoOlOook
_________kOoOsHoOlOookOoOsHoOlOookOoOsHo
____________kOoOsHoOlOookOoOsHoOlOook
______________kOoOsHoOlOookOoOsHoO
_________________kOoOsHoOlOook
___________________kOoOsHoOl
_____________________kOoOsH
______________________kOoO
_______________________kO




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 20:23 توسط ..:: KhaShiB ::..

هر وقت که بهش فکر می کنم ناخوداگاه لبخند می زنم ؛ چقدر شیرین چقدر قشنگ ؟؟؟
چقدر شور و شوق !! یادته ؟؟
لحظه شماری میکردم واسه دیدنت !! دنیا رو بهم میدادن وقتی گوشیم زنگ می حورد و اسم تو روی اون می افتاد
وقتی می دیدمت بدنم داغ می شد و قلبم از شوق تند تند می زد
ووو......... چقدر خوب بود
چرا آلان که مدتی از دوستیمون گذشته دیگه اونجوری نیستیم ؟؟
ما که همدیگرو دوست داریم !! چی شد که اینطوری شد ؟ چرا ؟ چی کار کنیم که دوستی ها با گذشته زمان هیجان خودشون رو از دست ندن ؟؟



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 1:44 توسط ..:: KhaShiB ::..

سلام .

مریم حیدرزاده بزرگترین شاعر این عصر .  زنی که با قلمش خیلی هارو دیونه کرده . کسی که با زبونه ما جونا شعر میگه شاید یکی از دلیلاش که شعراش به دل میشینه همینه فقط یکیش ..

میتونی تصور کنی ؟ میتونی تصور کنی چشم نداشته باش ؟ همه جا سیاه باشه  . فکر کردنش هم سخته حالا استاد مریم حیدرزاده بدون چشم میگه :  به چشمای خودت قسم دیگه بهت نمی رسم ..

من هرچی بگم هم کمه این شاعر از سر ما هم زیاده .. این شاعر باید روی چشم ما جا داشته باشه .. یه اهنگ ازش میزارم براتون تا صدای این فرشته رو بشنوین ...

برای دانلود کلیک راست کنین بعد save target as رو بزنین

Maryam HeyDaRZaDeh




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 12:44 توسط ..:: KhaShiB ::..

سلام .  خوب اینم اولین پست این وبلاگ .. بالاخره باید منو بشناسین دیگه ...

من خشایار ۲۰ تهران - تهران پارس ...  عاشقم و غمگین .... ۶۸ درصد تست افسردگی دارم و کمی هم احساساتی و فوق العاده مهربون و دل رحم ...

تلوزیون زیاد نگاه نمی کنم اما فیلم خارجی زیاد می ببینم ...  درس و زیاد باهاش حال نمی کنم .. دوست دختر ندارم و نمی خوام .میخوای بدونی چرا ؟ بالا که گفتم من متاسفانه یا خوشبختانه عاشقم ...

دیگه فکر نمی کنم چیزی مونده باشه ... پس تا بعد فعلا ....

Me !!!!!!!!!




لينك ثابت نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 3:9 توسط ..:: KhaShiB ::..